پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۱ - شیخ سعدی فرماید

که برگذشت که بوی عبیر می‌آید

که می‌رود که چنین دلپذیر می‌آید

در جواب او

ز جیب تافته بوی عبیر می‌آید

سجیف دامن او دل‌پذیر می‌آید

به ره گذشت یکی بقچه در بغل گفتم

که برگذشت که بوی عبیر می‌آید؟

چو شیب جامه والا کجاست منظوری

که پیش اهل نظر بی‌نظیر می‌آید

عجیب مانده‌ام از کارخانهٔ حلاج

جوان همی‌رود آنجا و پیر می‌آید

چنان همی‌سپرم راه نرم‌دست چو گز

که خار منزل سوزن حریر می‌آید

ز تیر گز ز قبا چشم بر نخواهم دوخت

وگر معاینه بینم که تیر می‌آید

ز اطلس فلک ار زان که خلعتی دوزی

به قد معنی قاری قصیر می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳ - خواجه حافظ فرمایددیدم بخواب خوش که بدستم پیاله بود
  2. شمارهٔ ۷۴ - مولانا کمال الدین کاتبی فرمایدهر که وصلت طلبد ترک سرش باید کرد
  3. شمارهٔ ۷۵ - سید نعمت الله فرمایدمرا حالی‌ست با جانان که جان در بر نمی‌گنجد
  4. شمارهٔ ۷۶ - امیر حسین دهلوی فرمایدچه پوشی پرده بر رویی که آن پنهان نمی‌ماند
  5. شمارهٔ ۷۷ - ناصر بخاری فرمایددر آن روزی که خوبان آفریدند
  6. شمارهٔ ۷۸ - خواجوی کرمانی فرمایدایا صبا گرت افتد بسوی دوست گذار
  7. شمارهٔ ۷۹ - شیخ کمال الدین خجندی فرمایدچهره ام دیده چه حاصل که بخون کرد نکار
  8. شمارهٔ ۸۰ - وله ایضادست تا چند نهادن به شکاف دستار
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.