پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۶۰ - خواجه حافظ فرماید

دلم جز مهر مهرویان طریق در نمیکیرد

زهر در میدهم پندش ولیکن در نمیکیرد

در جواب او

غشقدان را سر آن خاتون زمانی برنمیکیرد

که کیتی بوی مشک و لادن وعنبر نمیکیرد

نماید طیلسان در پرده سالوسی ولی نشکفت

شبی کزشحنه سالوس در چادر نمیکیرد

بمعجر آتشین والای کلکونرا که میپوشی

عجب که نوبتی این شعله در مجمر نمیکیرد

سرم جز رخت پای انداز و جیب خلعت تشریف

دری دیگر نمیداند هی دیگر نمیکیرد

حدیث ایجامه پرداز از طراز و سرب زرکش کو

که نقشی در خیال ما ازین خوشتر نمیکیرد

بتشریفت چو سوزندان جیب از نرمدست آل

زبانی آتشینم هست لیکن در نمیکیرد

بوصف چارقب قاری چو گوی در ببستم نظم

عجب گربخت سر تا پای من در زر نمیگیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲ - مولانای رومی فرمایدنگارا مردگان از جان چه دانند
  2. شمارهٔ ۶۳ - شیخ سعدی فرمایددوش بی روی تو آتش بسرم بر میشد
  3. شمارهٔ ۶۴ - مولانا حافظ فرمایدآنکه رخسار ترا رنگ گل نسرین داد
  4. شمارهٔ ۶۵ - شیخ عطار فرمایدنسبت روی تو با روی پری نتوان کرد
  5. شمارهٔ ۶۶ - لاادری قائلهبوی گیسویت دماغ جان معطر میکند
  6. شمارهٔ ۶۷ - مولانا حافظ فرمایدروشنی طلعت تو ماه ندارد
  7. شمارهٔ ۶۸ - مولانا کاتبی فرمایداین کهن دیر جهان کشته فراوان دارد
  8. شمارهٔ ۶۹ - شیخ سعدی فرمایدآنکه بر نسترن از غالیه خالی دارد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.