پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۶۲ - مولانای رومی فرماید

نگارا مردگان از جان چه دانند

کلاغان قدر تابستان چه دانند

در جواب او

(بیت اول جاافتاده یا ناخواناست)

نیفتد جمله با احوال پرده

که سلطانان غم دربان چه دانند

بصوف زاغکی کم زروسی

کلاغان قدر تابستان چه دانند

بچکمه گرچه کوها پا در آرند

طریق سیر این میدان چه دانند

چو نشناسند پا را ز آستین هم

رموز پاچه تنبان چه دانند

نمدسازان که پشمینه فروشند

بهای روسی و کتان چه دانند

بپوش این دلق معنی قاری از خلق

که خلقان سر این خلقان ندانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴ - مولانا حافظ فرمایدآنکه رخسار ترا رنگ گل نسرین داد
  2. شمارهٔ ۶۵ - شیخ عطار فرمایدنسبت روی تو با روی پری نتوان کرد
  3. شمارهٔ ۶۶ - لاادری قائلهبوی گیسویت دماغ جان معطر میکند
  4. شمارهٔ ۶۷ - مولانا حافظ فرمایدروشنی طلعت تو ماه ندارد
  5. شمارهٔ ۶۸ - مولانا کاتبی فرمایداین کهن دیر جهان کشته فراوان دارد
  6. شمارهٔ ۶۹ - شیخ سعدی فرمایدآنکه بر نسترن از غالیه خالی دارد
  7. شمارهٔ ۷۰ - سلمان ساوجی فرمایداسیر بند گیسویت کجا در بند جان باشد
  8. شمارهٔ ۷۱ - شیخ سعدی فرمایدکه برگذشت که بوی عبیر می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.