پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۶۶ - لاادری قائله

بوی گیسویت دماغ جان معطر میکند

دیدن رویت چراغ دل منور میکند

در جواب او

(بیت اول جاافتاده یا ناخواناست)

منعمی گر جامه‌های کهنه در پوشد گداست

خلعت فاخر فقیر انرا توانگر میکند

همتم از تاج فقر بایزیدی وادهمی

سرزنشها بر کلاه خان و قیصر میکند

بسکه سوراخست رختم نیست پیدا جیب آن

هر زمان شخصم سر از جیب دگر بر میکند

برکسی رحم آیدم کو جامه چرکن شده

چون برون میآید از حمام در بر میکند

دولتی او دان که دستی رخت نو پوشیده است

همچنان ناشسته فکر دست دیگر میکند

در فراق خیمه و خرگاه و زیلوو نمد

این بخود می پیچد و آن خاک بر سر میکند

هر که با قاری کند دعوی بشعر البسه

بحث باصوف مربع ازجل خر میکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸ - مولانا کاتبی فرمایداین کهن دیر جهان کشته فراوان دارد
  2. شمارهٔ ۶۹ - شیخ سعدی فرمایدآنکه بر نسترن از غالیه خالی دارد
  3. شمارهٔ ۷۰ - سلمان ساوجی فرمایداسیر بند گیسویت کجا در بند جان باشد
  4. شمارهٔ ۷۱ - شیخ سعدی فرمایدکه برگذشت که بوی عبیر می‌آید
  5. شمارهٔ ۷۲ - خواجه عماد فقیه فرمایدتا دل سخن پذیر و سخن دلپذیر شد
  6. شمارهٔ ۷۳ - خواجه حافظ فرمایددیدم بخواب خوش که بدستم پیاله بود
  7. شمارهٔ ۷۴ - مولانا کمال الدین کاتبی فرمایدهر که وصلت طلبد ترک سرش باید کرد
  8. شمارهٔ ۷۵ - سید نعمت الله فرمایدمرا حالی‌ست با جانان که جان در بر نمی‌گنجد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.