پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۶۵ - شیخ عطار فرماید

نسبت روی تو با روی پری نتوان کرد

از کجا تا به کجا بی بصری نتوان کرد

در جواب او

نسبت شرب زر افشان به پری نتوان کرد

از کجا تا به کجا بی بصری نتوان کرد

سالو و ساغر اگر زانکه به عقدت نرسد

گله از گردش دور قمری نتوان کرد

از برای لت کتان سپری زر باید

بهر آن لت کم ازین جان سپری نتوان کرد

نسبت گونه والای به می و بر می

به رخ لاله و گلبرگ طری نتوان کرد

جز به دستار طلا دوز و کلاه قمه

ما برآنیم که دعوی سری نتوان کرد

قاری این جلوه خوبان همه از رخت خوشست

بی سر و پای نکو جلوه گری نتوان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷ - مولانا حافظ فرمایدروشنی طلعت تو ماه ندارد
  2. شمارهٔ ۶۸ - مولانا کاتبی فرمایداین کهن دیر جهان کشته فراوان دارد
  3. شمارهٔ ۶۹ - شیخ سعدی فرمایدآنکه بر نسترن از غالیه خالی دارد
  4. شمارهٔ ۷۰ - سلمان ساوجی فرمایداسیر بند گیسویت کجا در بند جان باشد
  5. شمارهٔ ۷۱ - شیخ سعدی فرمایدکه برگذشت که بوی عبیر می‌آید
  6. شمارهٔ ۷۲ - خواجه عماد فقیه فرمایدتا دل سخن پذیر و سخن دلپذیر شد
  7. شمارهٔ ۷۳ - خواجه حافظ فرمایددیدم بخواب خوش که بدستم پیاله بود
  8. شمارهٔ ۷۴ - مولانا کمال الدین کاتبی فرمایدهر که وصلت طلبد ترک سرش باید کرد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.