پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۶۴ - مولانا حافظ فرماید

آنکه رخسار ترا رنگ گل نسرین داد

صبر و آرام تواند به من مسکین داد

در جواب او

انکه تشریف ترا خبر و زنخ رنگین داد

صوفکی نیز تواند بمن مسکین داد

آنکه او رخت سفیدم جهت تابستان

لطف فرمود زمستان قدک رنگین داد

بالش و نطع و نهالی و لحافم بخشید

بقچه و صندلیم بهر سرو بالین داد

تو و روسی وکتان ومن و کرباس چوشال

آنکه آن داد بشاهان بگدایان این داد

خوش عروسیست ببر خلعت تشریفی لیک

هر که پوشید بدو بند قبا کابین داد

اینچنین جامه رنگین که خیالم پرداخت

فلکش گوی گریبان زدر پروین داد

دست قاری چو بارمک نرسید از افلاس

خویشتن را به یکی خاص زبون تسکین داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶ - لاادری قائلهبوی گیسویت دماغ جان معطر میکند
  2. شمارهٔ ۶۷ - مولانا حافظ فرمایدروشنی طلعت تو ماه ندارد
  3. شمارهٔ ۶۸ - مولانا کاتبی فرمایداین کهن دیر جهان کشته فراوان دارد
  4. شمارهٔ ۶۹ - شیخ سعدی فرمایدآنکه بر نسترن از غالیه خالی دارد
  5. شمارهٔ ۷۰ - سلمان ساوجی فرمایداسیر بند گیسویت کجا در بند جان باشد
  6. شمارهٔ ۷۱ - شیخ سعدی فرمایدکه برگذشت که بوی عبیر می‌آید
  7. شمارهٔ ۷۲ - خواجه عماد فقیه فرمایدتا دل سخن پذیر و سخن دلپذیر شد
  8. شمارهٔ ۷۳ - خواجه حافظ فرمایددیدم بخواب خوش که بدستم پیاله بود
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.