پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۶۳ - شیخ سعدی فرماید

دوش بی روی تو آتش بسرم بر میشد

آبم از دیده همیرفت و زمین ترمیشد

در جواب او

جیب اطلس چو پر از کشمه عنبر میشد

جامها جمله ازان نفحه معطر میشد

سحر آشفته چو برخاستم از جامه خواب

جامه میجستم و دستار بهم بر میشد

در عروس تتق حجله نظر میکردم

پیش چشمم در و دیوار مصور میشد

علم زر بسر آنروز که دستار نمود

دید دل کش خرد و صبر در آنسر میشد

سوخته جبه شب برد وبمن گفت صباح

دوش بی روی تو آتش بسرم بر میشد

از سرم فوطه جدا مانده و بادم زده بود

وز دماغ آب همی رفت و زمین تر میشد

دیدم ایجامه سحر کوی گریبان ترا

سینه از مهر تو چون صبح منور میشد

ورق اطلس و والای تو دیدم قاری

پیش او دفتر گل جمله مبتر میشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵ - شیخ عطار فرمایدنسبت روی تو با روی پری نتوان کرد
  2. شمارهٔ ۶۶ - لاادری قائلهبوی گیسویت دماغ جان معطر میکند
  3. شمارهٔ ۶۷ - مولانا حافظ فرمایدروشنی طلعت تو ماه ندارد
  4. شمارهٔ ۶۸ - مولانا کاتبی فرمایداین کهن دیر جهان کشته فراوان دارد
  5. شمارهٔ ۶۹ - شیخ سعدی فرمایدآنکه بر نسترن از غالیه خالی دارد
  6. شمارهٔ ۷۰ - سلمان ساوجی فرمایداسیر بند گیسویت کجا در بند جان باشد
  7. شمارهٔ ۷۱ - شیخ سعدی فرمایدکه برگذشت که بوی عبیر می‌آید
  8. شمارهٔ ۷۲ - خواجه عماد فقیه فرمایدتا دل سخن پذیر و سخن دلپذیر شد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.