پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۶۸ - مولانا کاتبی فرماید

این کهن دیر جهان کشته فراوان دارد

دم عیسی نفسی جو که دلش جان دارد

در جواب او

زوده نرم که اقلیم صفاهان دارد

تو مپندار که از معدن کتان دارد

در بر حجله پرزیورو کت رخت سیاه

دیو راهست اگر تخت سلیمان دارد

رخت گازر سزدش عشق که با دامن پاک

سنگ بر سینه زنان روببیابان دارد

بخیه را چونکه شکافند نگر باکرباس

کین کفن بر کف و او تیغ بدندان دارد

مسجدی دان بصفت جامه که شیرازه چاک

راست بر صورت محراب بدامان دارد

برد از لحیه روباه و بروت ما چه

خجلت آنریش که دهقان خراسان دارد

بر سر اقمشه و رخت نفیس ایقاری

این کهن دیر جهان کشته فراوان دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰ - سلمان ساوجی فرمایداسیر بند گیسویت کجا در بند جان باشد
  2. شمارهٔ ۷۱ - شیخ سعدی فرمایدکه برگذشت که بوی عبیر می‌آید
  3. شمارهٔ ۷۲ - خواجه عماد فقیه فرمایدتا دل سخن پذیر و سخن دلپذیر شد
  4. شمارهٔ ۷۳ - خواجه حافظ فرمایددیدم بخواب خوش که بدستم پیاله بود
  5. شمارهٔ ۷۴ - مولانا کمال الدین کاتبی فرمایدهر که وصلت طلبد ترک سرش باید کرد
  6. شمارهٔ ۷۵ - سید نعمت الله فرمایدمرا حالی‌ست با جانان که جان در بر نمی‌گنجد
  7. شمارهٔ ۷۶ - امیر حسین دهلوی فرمایدچه پوشی پرده بر رویی که آن پنهان نمی‌ماند
  8. شمارهٔ ۷۷ - ناصر بخاری فرمایددر آن روزی که خوبان آفریدند
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.