پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۶۱ - مولانا حافظ فرماید

آنانکه خاکرا بنظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشی چشمی بما کنند

در جواب او

دستار هر دو روز همان به که وا کنند

چندین گره بعقد شاید رها کنند

رختی که میخری بستان زود ز آشنا

اهل نظر معامله با آشنا کنند

تشریفها ببقچه و محفل پر از غریو

تا آنزمان که پرده بر افتد چها کنند

حیران گویهای زر جیب سفله اند

آنانکه خاکرا بنظر کیمیا کنند

چون مخفی است انچه درین جیب اطلس است

هر کس حکایتی بتصور چرا کنند

جامه بران چو وصله زعین البقر برند

آیا بود که گوشه چشمی بما کنند

دردی ز زخم جامه که بر تن رسیده است

زابیاری طبیبیش آخر دوا کنند

چون خرقه را زوصل عصائی گزیر نیست

آن به که کار خرقه رها باعصا کنند

مدح قماش قلب هم از تاجران شنو

صاحبدلان حکایت دل خوش ادا کنند

قاری چه شد بشال سقرلاط اگر بدید

شاهان که التفات بحال گدا کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳ - شیخ سعدی فرمایددوش بی روی تو آتش بسرم بر میشد
  2. شمارهٔ ۶۴ - مولانا حافظ فرمایدآنکه رخسار ترا رنگ گل نسرین داد
  3. شمارهٔ ۶۵ - شیخ عطار فرمایدنسبت روی تو با روی پری نتوان کرد
  4. شمارهٔ ۶۶ - لاادری قائلهبوی گیسویت دماغ جان معطر میکند
  5. شمارهٔ ۶۷ - مولانا حافظ فرمایدروشنی طلعت تو ماه ندارد
  6. شمارهٔ ۶۸ - مولانا کاتبی فرمایداین کهن دیر جهان کشته فراوان دارد
  7. شمارهٔ ۶۹ - شیخ سعدی فرمایدآنکه بر نسترن از غالیه خالی دارد
  8. شمارهٔ ۷۰ - سلمان ساوجی فرمایداسیر بند گیسویت کجا در بند جان باشد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.