پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۵۹ - شیخ سعدی فرماید

باد آمد و بوی عنبر آورد

بادام و شکوفه بر سرآورد

در جواب او

تن چون زلحاف سر برآورد

کوته جبه زود در بر آورد

شد غرقه بجیب خویشتن حبر

و زبحر ز دگمه گوهر آورد

شاخی است چه طرفه چار قبش

گو در بر سیم و زر برآورد

زان جیب که عنبرینه با اوست

باد آمد و بوی عنبر آورد

از فارس متاع برد تا جز

وزیزد قماش دیگر آورد

قاری قلمی که بهر تحریر

در مدحت موینه در آورد

از موی سمور بست وسنجاب

مدنیز ز قندسش بر آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱ - مولانا حافظ فرمایدآنانکه خاکرا بنظر کیمیا کنند
  2. شمارهٔ ۶۲ - مولانای رومی فرمایدنگارا مردگان از جان چه دانند
  3. شمارهٔ ۶۳ - شیخ سعدی فرمایددوش بی روی تو آتش بسرم بر میشد
  4. شمارهٔ ۶۴ - مولانا حافظ فرمایدآنکه رخسار ترا رنگ گل نسرین داد
  5. شمارهٔ ۶۵ - شیخ عطار فرمایدنسبت روی تو با روی پری نتوان کرد
  6. شمارهٔ ۶۶ - لاادری قائلهبوی گیسویت دماغ جان معطر میکند
  7. شمارهٔ ۶۷ - مولانا حافظ فرمایدروشنی طلعت تو ماه ندارد
  8. شمارهٔ ۶۸ - مولانا کاتبی فرمایداین کهن دیر جهان کشته فراوان دارد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.