پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۵۸ - مولانا جمال الدین فرماید

مژده ای آرام دل کآرام جانها میرسد

دل که از ما رفته بود اکنون بما وامیرسد

در جواب او

در برش برقد همه رختی ببالا میرسد

جز سقرلاط بهمت کان بپهنا میرسد

اطلس والا جناب نازک گلروی را

هر زمان خاری زسوزن بیمحابا میرسد

گوتهی را هجو کردم کز چنین آرایشی

گر بیفتد جامه او را ببالا میرسد

دلبر رعنا چو گیرد شاهد کمخا ببر

میبرد از راستی این را و آنرا میرسد

عید آمد وزکلاه و کفش نوایعاریان

مژده پوشش بجمعی بی سر و پا میرسد

از کوک باید چپر وزپوستین بره سپر

ناوک سرمای قومی کآن بتنها میرسد

کاه کز کردن قماش از هر دو سر در البسه

صیت شعر قاری از اقصا باقصا میرسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰ - خواجه حافظ فرمایددلم جز مهر مهرویان طریق در نمیکیرد
  2. شمارهٔ ۶۱ - مولانا حافظ فرمایدآنانکه خاکرا بنظر کیمیا کنند
  3. شمارهٔ ۶۲ - مولانای رومی فرمایدنگارا مردگان از جان چه دانند
  4. شمارهٔ ۶۳ - شیخ سعدی فرمایددوش بی روی تو آتش بسرم بر میشد
  5. شمارهٔ ۶۴ - مولانا حافظ فرمایدآنکه رخسار ترا رنگ گل نسرین داد
  6. شمارهٔ ۶۵ - شیخ عطار فرمایدنسبت روی تو با روی پری نتوان کرد
  7. شمارهٔ ۶۶ - لاادری قائلهبوی گیسویت دماغ جان معطر میکند
  8. شمارهٔ ۶۷ - مولانا حافظ فرمایدروشنی طلعت تو ماه ندارد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.