پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۵۶ - مولانا حافظ فرماید

در نظر بازی مابیخبران حیرانند

من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند

در جواب او

در قبا پوشی ما کج کلهان حیرانند

در لباس این سخنان جامه دران میدانند

دانی این گوی در گرد گریبانها چیست

دهنی چند که آنهاش همه دندانند

رخت لاوسمه وزر بفت که بی زر بزرند

غیرت اطلس گلگون خور رخشانند

جامهائی که مرا هست بشستن چو رسد

گازرانش عوض اجرت خود نستانند

تا بسر راست بدارند عروسان معجر

ماه و خورشید بچرخ آینه میگردانند

جامه صوف بپوشند و نشینند بخاک

جامه پوشان چنین مستحق پشیمانند

دگمه بر جامه والا نگرو غنچه گل

نیست پوشیده بتو هر دو بهم میمانند

طرفه بازار قماشیست که ماشاءالله

قدر ماشا و سقرلاط به هم یکسانند

گرچه دانم هنری گفته قاری به لباس

چه توان گفت که این خلق هنر پوشانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸ - مولانا جمال الدین فرمایدمژده ای آرام دل کآرام جانها میرسد
  2. شمارهٔ ۵۹ - شیخ سعدی فرمایدباد آمد و بوی عنبر آورد
  3. شمارهٔ ۶۰ - خواجه حافظ فرمایددلم جز مهر مهرویان طریق در نمیکیرد
  4. شمارهٔ ۶۱ - مولانا حافظ فرمایدآنانکه خاکرا بنظر کیمیا کنند
  5. شمارهٔ ۶۲ - مولانای رومی فرمایدنگارا مردگان از جان چه دانند
  6. شمارهٔ ۶۳ - شیخ سعدی فرمایددوش بی روی تو آتش بسرم بر میشد
  7. شمارهٔ ۶۴ - مولانا حافظ فرمایدآنکه رخسار ترا رنگ گل نسرین داد
  8. شمارهٔ ۶۵ - شیخ عطار فرمایدنسبت روی تو با روی پری نتوان کرد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.