پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۵۴ - شیخ سعدی فرماید

بسیار سالها بسر خاک ما رود

کاین آب چشمه آید و باد صبا رود

در جواب او

بسیار صوف و چتر بتشریفها رود

کین پنبه آید وبکلاه و قبا رود

اینست حال جامه که دیدی بکازری

تا دگمها از آنکه برآید کجا رود

درکیسهای جیب عروسان رود عبیر

مانند سرمه دان که در و توتیارود

ای رخت نو بکهنه پوسیده چون رسی

شادی مکن که بر تو همین ماجرا رود

برجامه کتان بهاری چه اعتماد

میلک مکر ببقچه خاص شما رود

در حیرتم ازانکه ندارد لباس خویش

در رخت عاریت بتکبر چرا رود

سوزن بکارد زعجب تیز میرود

ناگاه هم سرش بسر بخیها رود

قاری لت کتان که کنون میکنی نکه

روزی چو لته لت زده در زیر پا رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶ - مولانا حافظ فرمایددر نظر بازی مابیخبران حیرانند
  2. شمارهٔ ۵۷ - شیخ سعدی فرمایددنیی آن قدر ندارد که براو رشک برند
  3. شمارهٔ ۵۸ - مولانا جمال الدین فرمایدمژده ای آرام دل کآرام جانها میرسد
  4. شمارهٔ ۵۹ - شیخ سعدی فرمایدباد آمد و بوی عنبر آورد
  5. شمارهٔ ۶۰ - خواجه حافظ فرمایددلم جز مهر مهرویان طریق در نمیکیرد
  6. شمارهٔ ۶۱ - مولانا حافظ فرمایدآنانکه خاکرا بنظر کیمیا کنند
  7. شمارهٔ ۶۲ - مولانای رومی فرمایدنگارا مردگان از جان چه دانند
  8. شمارهٔ ۶۳ - شیخ سعدی فرمایددوش بی روی تو آتش بسرم بر میشد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.