پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۵۳ - مولانا حافظ فرماید

دل ما بدور رویت زچمن فراغ دارد

که چو سر و پای بندست و چو لاله داغ دارد

در جواب او

دل ما بوصل ارمک زقبا فراغ دارد

که بدگمه پای بندست وز درز داغ دارد

شده ام بجیب اطلس شب عنبرینه گمره

مگر انکه کیف گلگون بر هم چراغ دارد

قد صوف راغکی بین بر صوف سبز طاقین

سری طوطی عجب اینکه زاغ دارد

زشبه عجیبم آید شده کوی جیب کمخا

نوسیاه کمبهابین که چه در دماغ دارد

زبهاری و گلی ا که عمامه کردو جامه

نه هوای سرد بستان نه هوای باغ دارد

بمصاف جامه پوشان بنگو بشاه اطلس

که زپوستین ابلق چه نکو الاغ دارد

بکول چو وقت سرما شده پشت گرم قاری

زهمه نمد فروشان جهان فراغ دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵ - خواجه حافظ فرمایددوش می‌آمد و رخساره بر افروخته بود
  2. شمارهٔ ۵۶ - مولانا حافظ فرمایددر نظر بازی مابیخبران حیرانند
  3. شمارهٔ ۵۷ - شیخ سعدی فرمایددنیی آن قدر ندارد که براو رشک برند
  4. شمارهٔ ۵۸ - مولانا جمال الدین فرمایدمژده ای آرام دل کآرام جانها میرسد
  5. شمارهٔ ۵۹ - شیخ سعدی فرمایدباد آمد و بوی عنبر آورد
  6. شمارهٔ ۶۰ - خواجه حافظ فرمایددلم جز مهر مهرویان طریق در نمیکیرد
  7. شمارهٔ ۶۱ - مولانا حافظ فرمایدآنانکه خاکرا بنظر کیمیا کنند
  8. شمارهٔ ۶۲ - مولانای رومی فرمایدنگارا مردگان از جان چه دانند
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.