پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۵۲ - و من نوادر طبعه

مله را آستر خسقی و والا نرسد

همه کس را به جهان منصب والا نرسد

کس نپوشید به بالای قبا پیراهن

انکه را زیر بود جای به بالا نرسد

جامه صوف کتان گرچه بریسد باریک

کو مخوان نقش که در حسن به کمخا نرسد

دگمهائی که نهادند بمشکین والا

حقش آنست که لولوست به لالا نرسد

پیش جیب و یقه صوف مربع نازم

گرچه بر دامن او دست تمنا نرسد

اینچنین جوز گره کان ز معانی بستم

دانم از بخت بد ار زانکه به جوزا نرسد

قاری این شعر که در البسه درمیبافی

به معانی تو هر بی سر و بی پا نرسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴ - شیخ سعدی فرمایدبسیار سالها بسر خاک ما رود
  2. شمارهٔ ۵۵ - خواجه حافظ فرمایددوش می‌آمد و رخساره بر افروخته بود
  3. شمارهٔ ۵۶ - مولانا حافظ فرمایددر نظر بازی مابیخبران حیرانند
  4. شمارهٔ ۵۷ - شیخ سعدی فرمایددنیی آن قدر ندارد که براو رشک برند
  5. شمارهٔ ۵۸ - مولانا جمال الدین فرمایدمژده ای آرام دل کآرام جانها میرسد
  6. شمارهٔ ۵۹ - شیخ سعدی فرمایدباد آمد و بوی عنبر آورد
  7. شمارهٔ ۶۰ - خواجه حافظ فرمایددلم جز مهر مهرویان طریق در نمیکیرد
  8. شمارهٔ ۶۱ - مولانا حافظ فرمایدآنانکه خاکرا بنظر کیمیا کنند
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.