پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۵۱ - خواجه حافظ فرماید

مطرب عشق عجب ساز و نوائی دارد

زخم هر زخمه که زد راه بجائی دارد

در جواب او

گل بر اطلس اگر چند قبائی دارد

نه قبائیست که گویند بهائی دارد

مشنوا یخواجه تو در مذهب ارباب لباس

که قبای مله بیصوف صفایی دارد

طیلسان صوفی ارمک بود از بند قیش

وزگلیم عسلی نیز ردائی دارد

خوش گرفتند بسنجاب زمستان خرگاه

دولتی انکه چنین آب و هوائی دارد

در بر شاهد ما اطلس والا نگرید

چاک در دامن او راه بجائی دارد

غیر ششماه کتان تاب نیارد در بر

بنده ارمک خویشم که وفائی دارد

خرقه پوش ارچه شد از مفرش و مرکب عاری

خوب و مرغوب جرزدان و عصائی دارد

نیست جز اطلس و الباغ و میان تو کاسر

پادشاهی که بهمسایه گدائی دارد

پر بدستار طلا دوز نگه کن قاری

کانکه بنهاده بسر فر همائی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳ - مولانا حافظ فرمایددل ما بدور رویت زچمن فراغ دارد
  2. شمارهٔ ۵۴ - شیخ سعدی فرمایدبسیار سالها بسر خاک ما رود
  3. شمارهٔ ۵۵ - خواجه حافظ فرمایددوش می‌آمد و رخساره بر افروخته بود
  4. شمارهٔ ۵۶ - مولانا حافظ فرمایددر نظر بازی مابیخبران حیرانند
  5. شمارهٔ ۵۷ - شیخ سعدی فرمایددنیی آن قدر ندارد که براو رشک برند
  6. شمارهٔ ۵۸ - مولانا جمال الدین فرمایدمژده ای آرام دل کآرام جانها میرسد
  7. شمارهٔ ۵۹ - شیخ سعدی فرمایدباد آمد و بوی عنبر آورد
  8. شمارهٔ ۶۰ - خواجه حافظ فرمایددلم جز مهر مهرویان طریق در نمیکیرد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.