پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۵۰ - امیر حسن دهلوی فرماید

فلک با کس دل یکتا ندارد

ز صد دیده یکی بینا ندارد

در جواب او

گلستان رونق کمخا ندارد

چمن آرایش دیبا ندارد

تنم تا یافت در بر صوف طاقین

سر حبر و دل خارا ندارد

ترحم کن بر آنکس ای ملبس

که او شلوار خود در پا ندارد

ببر آنرا که دستی رخت نو نیست

دل عیش و سر صحرا ندارد

ازین نه تو نپوشم پک دو توئی

فلک با کس دل یکتا ندارد

برقد شمط این اطلس چرخ

گرش پهنا بود بالاندارد

به وصف جامه‌ها قاری چو پرداخت

درین طرز سخن همتا ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲ - و من نوادر طبعهمله را آستر خسقی و والا نرسد
  2. شمارهٔ ۵۳ - مولانا حافظ فرمایددل ما بدور رویت زچمن فراغ دارد
  3. شمارهٔ ۵۴ - شیخ سعدی فرمایدبسیار سالها بسر خاک ما رود
  4. شمارهٔ ۵۵ - خواجه حافظ فرمایددوش می‌آمد و رخساره بر افروخته بود
  5. شمارهٔ ۵۶ - مولانا حافظ فرمایددر نظر بازی مابیخبران حیرانند
  6. شمارهٔ ۵۷ - شیخ سعدی فرمایددنیی آن قدر ندارد که براو رشک برند
  7. شمارهٔ ۵۸ - مولانا جمال الدین فرمایدمژده ای آرام دل کآرام جانها میرسد
  8. شمارهٔ ۵۹ - شیخ سعدی فرمایدباد آمد و بوی عنبر آورد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.