پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۴۹ - خواجه حافظ فرماید

صوفی نهاد دام و سرحقه باز کرد

بنیاد مگر با فلک حقه باز کرد

در جواب او

خرم تنی که گوی شب از جامه باز کرد

پارا بنرمدست نهالی دراز کرد

با انکه یکدرم نتوان بست اندرو

دستار کهنه بین که مرا سرفراز کرد

منت پذیر کرد ززیلو که با نمد

از بوریاو پوستکت بی نیاز کرد

حقا که از حقیقت مسواک غافلست

حمل عمامه انکه بروی مجاز کرد

دامن فشاند بر قدک آندم تنم که دست

بر آستین صوف مربع دراز کرد

گر کسنه قیام بطاعت توان نمود

بیش و پس برهنه نشاید نماز کرد

قاری بکرد بالشک نازروی کت

آنکو نداد تکیه چه عشرت چه ناز کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱ - خواجه حافظ فرمایدمطرب عشق عجب ساز و نوائی دارد
  2. شمارهٔ ۵۲ - و من نوادر طبعهمله را آستر خسقی و والا نرسد
  3. شمارهٔ ۵۳ - مولانا حافظ فرمایددل ما بدور رویت زچمن فراغ دارد
  4. شمارهٔ ۵۴ - شیخ سعدی فرمایدبسیار سالها بسر خاک ما رود
  5. شمارهٔ ۵۵ - خواجه حافظ فرمایددوش می‌آمد و رخساره بر افروخته بود
  6. شمارهٔ ۵۶ - مولانا حافظ فرمایددر نظر بازی مابیخبران حیرانند
  7. شمارهٔ ۵۷ - شیخ سعدی فرمایددنیی آن قدر ندارد که براو رشک برند
  8. شمارهٔ ۵۸ - مولانا جمال الدین فرمایدمژده ای آرام دل کآرام جانها میرسد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.