پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۸ - خواجه حافظ فرماید

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

یک نکته درین دفتر گفتیم و همین باشد

در جواب او

بخشد کهن آنکش نوپوشی ثمین باشد

یک نکته درین دفتر گفتیم و همین باشد

گرانکله چون خاتم آرم بسر انگشت

صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد

والا و مشلشل را قسمت ز ازل این بود

که‌این شاهد بازاری وآن پرده نشین باشد

شد دلق جَرَزدانَش روزی و قبا چمته

در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

کمخای خطائی گو هرکو به خطا بیند

نقشش نخرم ار خود صورتگر چین باشد

مشنو تو که سجاده دل برکند از مسواک

این سابقه پیشین تا روز پسین باشد

قاری به امید نو گو کهنه به در دربر

شاید که چو وابینی خیر تو درین باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰ - مولانا ظهیر الدین فاریابی فرمایددوش چون زلف شب بشانه زدند
  2. شمارهٔ ۴۱ - خواجه صدر الدین جوهری فرمایددعوی حسن برخسار تومه کرد نکرد
  3. شمارهٔ ۴۲ - خواجه حافظ فرمایدگوهر مخزن اسرار همانست که بود
  4. شمارهٔ ۴۳ - امینی فرمایدگره زطره عنبرفشان کشید و گشاد
  5. شمارهٔ ۴۴ - خواجه حافظ فرمایدرسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
  6. شمارهٔ ۴۵ - خواجه حافظ فرمایدتا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
  7. شمارهٔ ۴۶ - همچنین در جواب اوتا که رختم ببر جامه بران خواهد بود
  8. شمارهٔ ۴۷ - خواجه حافظ فرمایددر ازل عکس می لعل تو در جام افتاد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.