پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۴۱ - خواجه صدر الدین جوهری فرماید

دعوی حسن برخسار تومه کرد نکرد

با رخت کس سوی خورشید نگه کرد نکرد

در جواب او

نسبت چتر شهی عقل بمه کرد نکرد

دیده زان سایه بخورشید نگه کرد نکرد

چهره شاهد والا بجز از مشک و غداد

هیچکس بر سر بازار سیه کرد نکرد

صوف بنگر که سجیف قدک و بر تنگست

شاه پیوند بامثال سپه کرد نکرد

بجز از بید در ایام گل ایخواجه کسی

کار موئینه و پشمینه تبه کرد نکرد

شیب جامه بسر خود عوض دستاری

کس نبست ارکه ببست است گنه کرد نکرد

در مقامات عمایم که دو صد اسرار است

غیر مسواک درو آمده ره کرد نکرد

آن قواره که برآید زگریبان قاری

شاعری غیر تو تشبیه بمه کرد نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳ - امینی فرمایدگره زطره عنبرفشان کشید و گشاد
  2. شمارهٔ ۴۴ - خواجه حافظ فرمایدرسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
  3. شمارهٔ ۴۵ - خواجه حافظ فرمایدتا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
  4. شمارهٔ ۴۶ - همچنین در جواب اوتا که رختم ببر جامه بران خواهد بود
  5. شمارهٔ ۴۷ - خواجه حافظ فرمایددر ازل عکس می لعل تو در جام افتاد
  6. شمارهٔ ۴۸ - شیخ سعدی فرمایدپیش رویت دگران صورت بر دیوارند
  7. شمارهٔ ۴۹ - خواجه حافظ فرمایدصوفی نهاد دام و سرحقه باز کرد
  8. شمارهٔ ۵۰ - امیر حسن دهلوی فرمایدفلک با کس دل یکتا ندارد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.