پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۴۰ - مولانا ظهیر الدین فاریابی فرماید

دوش چون زلف شب بشانه زدند

رقم کفر بر زمانه زدند

در تتبع او

ریشه شده را بشانه زدند

رقم کفر بر زمانه زدند

نوبت جامه خواب را بسحر

طبل بالش زنان بخانه زدند

برق والا و شعله خسقی

از ته جامها زبانه زدند

بغچه را تخت صندلی دادند

پرده را سر بر آستانه زدند

چارقب را بپادشاهی رخت

کوس اقلیم پنجگانه زدند

نقش آماج داشت کمسان دوز

تیر سوزن بر آن نشانه زدند

قاری از بهر دفع سرما باز

ریش موئینها بشانه زدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲ - خواجه حافظ فرمایدگوهر مخزن اسرار همانست که بود
  2. شمارهٔ ۴۳ - امینی فرمایدگره زطره عنبرفشان کشید و گشاد
  3. شمارهٔ ۴۴ - خواجه حافظ فرمایدرسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
  4. شمارهٔ ۴۵ - خواجه حافظ فرمایدتا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
  5. شمارهٔ ۴۶ - همچنین در جواب اوتا که رختم ببر جامه بران خواهد بود
  6. شمارهٔ ۴۷ - خواجه حافظ فرمایددر ازل عکس می لعل تو در جام افتاد
  7. شمارهٔ ۴۸ - شیخ سعدی فرمایدپیش رویت دگران صورت بر دیوارند
  8. شمارهٔ ۴۹ - خواجه حافظ فرمایدصوفی نهاد دام و سرحقه باز کرد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.