پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۴۳ - امینی فرماید

گره زطره عنبرفشان کشید و گشاد

هزار نافه صبا در میان کشید و گشاد

در جواب او

زبغچه بند دلم چون روان کشید و کشاد

زرختها بخود اول کتان کشید و کشاد

زکیسهای گریبان و یقهای بناف

هزار نافه صبا درمیان کشید و کشاد

بطیره ماندم از آن تنگه کو بطراری

گره زتنگه بازار کان کشید و کشاد

کشید رشته زبگشودنی مگر معجر

که سوزنی زوی آن دلستان کشید و کشاد

هر آن سخن که نمود آن عمامه سر بسته

کله زترک بمعنی زبان کشید و کشاد

هزار آستیش باد جبه ای قاری

که جیب و دامن رخت کتان کشید و گشاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵ - خواجه حافظ فرمایدتا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
  2. شمارهٔ ۴۶ - همچنین در جواب اوتا که رختم ببر جامه بران خواهد بود
  3. شمارهٔ ۴۷ - خواجه حافظ فرمایددر ازل عکس می لعل تو در جام افتاد
  4. شمارهٔ ۴۸ - شیخ سعدی فرمایدپیش رویت دگران صورت بر دیوارند
  5. شمارهٔ ۴۹ - خواجه حافظ فرمایدصوفی نهاد دام و سرحقه باز کرد
  6. شمارهٔ ۵۰ - امیر حسن دهلوی فرمایدفلک با کس دل یکتا ندارد
  7. شمارهٔ ۵۱ - خواجه حافظ فرمایدمطرب عشق عجب ساز و نوائی دارد
  8. شمارهٔ ۵۲ - و من نوادر طبعهمله را آستر خسقی و والا نرسد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.