پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۴۲ - خواجه حافظ فرماید

گوهر مخزن اسرار همانست که بود

حقه مهر بدان مهرو نشانست که بود

در جواب او

جوهر صوف و سقرلاط همانست که بود

ارمک و خاص بدان مهر و نشانست که بود

کیسه اطلس پر گرد عبیر و عنبر

در بر رخت همان مشک فشانست که بود

سوی مدفون خود ایشاهد مشکو باز آی

زانکه بیچاره همان دلنگرانست که بود

چون نبخشند و نپوشند بخیلان ناچار

جامدانشان بهمان مهر و نشانست که بود

جیب تانگسلد از کوی درو زر خورشید

همچنان در عمل معدن و کانست که بود

مدتی شد که زهم باز نکردم دستار

گوهر مخزن اسرار همانست که بود

لته گیوه شده جامه منعم قاری

دلق درویش بدان سیرت وسانست که بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴ - خواجه حافظ فرمایدرسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
  2. شمارهٔ ۴۵ - خواجه حافظ فرمایدتا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
  3. شمارهٔ ۴۶ - همچنین در جواب اوتا که رختم ببر جامه بران خواهد بود
  4. شمارهٔ ۴۷ - خواجه حافظ فرمایددر ازل عکس می لعل تو در جام افتاد
  5. شمارهٔ ۴۸ - شیخ سعدی فرمایدپیش رویت دگران صورت بر دیوارند
  6. شمارهٔ ۴۹ - خواجه حافظ فرمایدصوفی نهاد دام و سرحقه باز کرد
  7. شمارهٔ ۵۰ - امیر حسن دهلوی فرمایدفلک با کس دل یکتا ندارد
  8. شمارهٔ ۵۱ - خواجه حافظ فرمایدمطرب عشق عجب ساز و نوائی دارد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.