پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۴۴ - خواجه حافظ فرماید

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

در جواب او

نشان پوشی و نقش علم نخواهد ماند

نماند بندقی و ریشه هم نخواهد ماند

بپوستین توانگر حسد مبر درویش

که پشت ابلق و روی شکم نخواهد ماند

اگر چه در بر گرما شدست زیلو خوار

حصیر نیز چنین محترم نخواهد ماند

بپوش جامه امسال و رخت پار ببخش

نماند کهنه ونو نیز هم نخواهد ماند

طریق گیوه قدمداریست و این اولی

زمیخ چون بکفش یکدرم نخواهد ماند

بگرد رایت خورشید بود این مسطور

که خرکه و تتق و چتر جم نخواهد ماند

سخن مگسو بلباس ایحسود باقاری

که صوف قبرسی و جل به هم نخواهد ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶ - همچنین در جواب اوتا که رختم ببر جامه بران خواهد بود
  2. شمارهٔ ۴۷ - خواجه حافظ فرمایددر ازل عکس می لعل تو در جام افتاد
  3. شمارهٔ ۴۸ - شیخ سعدی فرمایدپیش رویت دگران صورت بر دیوارند
  4. شمارهٔ ۴۹ - خواجه حافظ فرمایدصوفی نهاد دام و سرحقه باز کرد
  5. شمارهٔ ۵۰ - امیر حسن دهلوی فرمایدفلک با کس دل یکتا ندارد
  6. شمارهٔ ۵۱ - خواجه حافظ فرمایدمطرب عشق عجب ساز و نوائی دارد
  7. شمارهٔ ۵۲ - و من نوادر طبعهمله را آستر خسقی و والا نرسد
  8. شمارهٔ ۵۳ - مولانا حافظ فرمایددل ما بدور رویت زچمن فراغ دارد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.