پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۴۵ - خواجه حافظ فرماید

تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود

سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود

در جواب او

تا ز قطنی و قدک نام و نشان خواهد بود

تنم از شوق شمط جامه دران خواهد بود

بر زمینی که درو صندلی رخت نهند

سالها سجده‌گه بقچه کشان خواهد بود

حلقه انکلهٔ جیب به گوش از ازلست

بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود

چشم مدفون چو نهد سر به کنار جامه

به رخ شاهد کمخا نگران خواهد بود

بعد ما و تو بسی صوف سفید و سبزی

که لباس تن هر پیر و جوان خواهد بود

برو ای دامک شلوار که بر دیدهٔ تو

راز لنگوته نهانست و نهان خواهد بود

رخت قاری اگر از بقچهٔ یاران باشد

خلعت صوف به دوش دگران خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷ - خواجه حافظ فرمایددر ازل عکس می لعل تو در جام افتاد
  2. شمارهٔ ۴۸ - شیخ سعدی فرمایدپیش رویت دگران صورت بر دیوارند
  3. شمارهٔ ۴۹ - خواجه حافظ فرمایدصوفی نهاد دام و سرحقه باز کرد
  4. شمارهٔ ۵۰ - امیر حسن دهلوی فرمایدفلک با کس دل یکتا ندارد
  5. شمارهٔ ۵۱ - خواجه حافظ فرمایدمطرب عشق عجب ساز و نوائی دارد
  6. شمارهٔ ۵۲ - و من نوادر طبعهمله را آستر خسقی و والا نرسد
  7. شمارهٔ ۵۳ - مولانا حافظ فرمایددل ما بدور رویت زچمن فراغ دارد
  8. شمارهٔ ۵۴ - شیخ سعدی فرمایدبسیار سالها بسر خاک ما رود
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.