پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۴۶ - همچنین در جواب او

تا که رختم ببر جامه بران خواهد بود

از بی وصله دو چشمم نگران خواهد بود

دست ما درازل و دامن یکتائی بود

برهمانیم که بودیم و همان خواهد بود

آفت دور بدستار بزرگان مرساد

تا ابد معظمی بغچه سران خواهد بود

بر سر قبر قدک صوف مربع فکنید

که زیارتگه حاجات من آن خواهد بود

چون دهی بر سر صندوق رخوتم تشریف

دیده بگشای که آن نقش جهان خواهد بود

چشمم آندم که سراویل بپایم نبود

بره پاچه تنبان نگران خواهد بود

خانه اقمشه رخت خیال قاری

ایمن از تفرقه دزد و عوان خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸ - شیخ سعدی فرمایدپیش رویت دگران صورت بر دیوارند
  2. شمارهٔ ۴۹ - خواجه حافظ فرمایدصوفی نهاد دام و سرحقه باز کرد
  3. شمارهٔ ۵۰ - امیر حسن دهلوی فرمایدفلک با کس دل یکتا ندارد
  4. شمارهٔ ۵۱ - خواجه حافظ فرمایدمطرب عشق عجب ساز و نوائی دارد
  5. شمارهٔ ۵۲ - و من نوادر طبعهمله را آستر خسقی و والا نرسد
  6. شمارهٔ ۵۳ - مولانا حافظ فرمایددل ما بدور رویت زچمن فراغ دارد
  7. شمارهٔ ۵۴ - شیخ سعدی فرمایدبسیار سالها بسر خاک ما رود
  8. شمارهٔ ۵۵ - خواجه حافظ فرمایددوش می‌آمد و رخساره بر افروخته بود
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.