پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۴۷ - خواجه حافظ فرماید

در ازل عکس می لعل تو در جام افتاد

عاشق سوخته دل در طمع خام افتاد

در جواب او

در ازل پرتو کرباس براندام افتاد

هر کجا برهنه در طمع خام افتاد

تانگردید بسر نیک نیامد دستار

بود سرگشته ولی نیک سرانجام افتاد

میزدم فال بهر جنس میانبندی را

قرعه ام یکسره بر فوطه حمام افتاد

زین همه رخت مرا طشت فلک سرپوشی

چون ندادست ازان طشت من از بام افتاد

جامه صوف بقبرم زچه پوشی فردا

که زسرمام کنون لرزه براندام افتاد

ارمکی گفت چو دلال بهایش میکرد

راز سر بسته ما در دهن عام افتاد

تا نهادند بر صوف قماشات خطا

صد شکن از طرف کفر در اسلام افتاد

دوش قاری قلمی قصه خسقی میکرد

آتش اندر ورق و دود در اقلام افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹ - خواجه حافظ فرمایدصوفی نهاد دام و سرحقه باز کرد
  2. شمارهٔ ۵۰ - امیر حسن دهلوی فرمایدفلک با کس دل یکتا ندارد
  3. شمارهٔ ۵۱ - خواجه حافظ فرمایدمطرب عشق عجب ساز و نوائی دارد
  4. شمارهٔ ۵۲ - و من نوادر طبعهمله را آستر خسقی و والا نرسد
  5. شمارهٔ ۵۳ - مولانا حافظ فرمایددل ما بدور رویت زچمن فراغ دارد
  6. شمارهٔ ۵۴ - شیخ سعدی فرمایدبسیار سالها بسر خاک ما رود
  7. شمارهٔ ۵۵ - خواجه حافظ فرمایددوش می‌آمد و رخساره بر افروخته بود
  8. شمارهٔ ۵۶ - مولانا حافظ فرمایددر نظر بازی مابیخبران حیرانند
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.