پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۹ - خواجه حافظ فرماید

واعظان کین جلوه بر محراب و منبر می‌کنند

چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

در تتبع او

نازکان کین موزهٔ برجسته بر پا می‌کنند

چکمه را بهر تنعم زیر و بالا می‌کنند

یارب این نوخلعتان با میلک و میخک رسان

کین تکبر از قبای صوف و دیبا می‌کنند

مشکلی دارم بپرس از جامه‌پوشان زمان

نیم گز این یقه‌ها را از چه بهنا می‌کنند

از دوال احتساب شرب گویی غافلند

کین همه قلب و دغل در لای کمخا می‌کنند

هست باریکی و نرمی موجب مدح قماش

تا جرانش وصف پهنا و درازا می‌کنند

آن کله با کوی صوف موج زن در اتصال

حلقه گویی به گوش موج دریا می‌کنند

این همه بر جامه والا غداد مشک و زر

شاهدان خوش از برای عرض کالا می‌کنند

زیر هر تویی ز کمسان باف تویی دیگر است

زآن که تعلیم خیال آن ز والا می‌کنند

خازنان خلد قاری در معانی این دُرَر

بهر جیب حله‌ها گویی مهیا می‌کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱ - خواجه صدر الدین جوهری فرمایددعوی حسن برخسار تومه کرد نکرد
  2. شمارهٔ ۴۲ - خواجه حافظ فرمایدگوهر مخزن اسرار همانست که بود
  3. شمارهٔ ۴۳ - امینی فرمایدگره زطره عنبرفشان کشید و گشاد
  4. شمارهٔ ۴۴ - خواجه حافظ فرمایدرسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
  5. شمارهٔ ۴۵ - خواجه حافظ فرمایدتا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
  6. شمارهٔ ۴۶ - همچنین در جواب اوتا که رختم ببر جامه بران خواهد بود
  7. شمارهٔ ۴۷ - خواجه حافظ فرمایددر ازل عکس می لعل تو در جام افتاد
  8. شمارهٔ ۴۸ - شیخ سعدی فرمایدپیش رویت دگران صورت بر دیوارند
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.