پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۷ - سلمان ساوجی فرماید

سنبلش را تا صبا بر گل مشوش می‌کند

هر خم مویش مرا نعلی بر آتش می‌کند

در جواب او

قالبک‌زن چون رخِ والا منقش می‌کند

بهر شلوارِ زرافشان خاطرم خوش می‌کند

کرده در کار علم رفاف کاره مزی

ریشه نعلک زده نعا در آتش می‌کند

تنگ‌چشمی چون زره آن کس که عادت کرده است

گر تبرش می‌زنی مشنو که ترکش می‌کند

کهنگان را جامه نو هر زمان آرد به کار

رخت افزون شیوه خوبان مهوش می‌کند

آفرین بادا به کلک سوزن آن نقش‌دوز

کو رخ کدرویی کتان منقش می‌کند

در پی معنی رنگین نقشبند فکرتم

در سخن هردم خیال شرب زرکش می‌کند

برد و میلک خاص و میخک قیف و قطنی گو برو

صوف گو بازآ که قاری ترک این شش می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹ - خواجه حافظ فرمایدواعظان کین جلوه بر محراب و منبر می‌کنند
  2. شمارهٔ ۴۰ - مولانا ظهیر الدین فاریابی فرمایددوش چون زلف شب بشانه زدند
  3. شمارهٔ ۴۱ - خواجه صدر الدین جوهری فرمایددعوی حسن برخسار تومه کرد نکرد
  4. شمارهٔ ۴۲ - خواجه حافظ فرمایدگوهر مخزن اسرار همانست که بود
  5. شمارهٔ ۴۳ - امینی فرمایدگره زطره عنبرفشان کشید و گشاد
  6. شمارهٔ ۴۴ - خواجه حافظ فرمایدرسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
  7. شمارهٔ ۴۵ - خواجه حافظ فرمایدتا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
  8. شمارهٔ ۴۶ - همچنین در جواب اوتا که رختم ببر جامه بران خواهد بود
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.