پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۵ - خواجه حافظ فرماید

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود

وین راز سر به مهر به عالم سمر شود

در جواب او

یکچند پنبه دانه به خاکش مقر شود

گردد به سعی زوده و دستار سر شود

دستارها دگر همه با گیوها رود

وین کبر و ناز جمله ز سرها به در شود

کرباس شال بین که میان توی صوف شد

یارب مباد آنکه گدا معتبر شود

این سرکشی که در سرپوشی مصری است

کی دست کوتهم به میانش کمر شود

گویند برگ سبز شود اطلس بنفش

آری شود ولیک به خون جگر شود

ای صندلی که دولت رختست بر سرت

تن زن وگرنه بقچه کشان را خبر شود

باور مکن که جبه چو گفتی به بر تمام

بی مزد و کوی و پنبه و رو و آستر شود

(قاری) کس از قماش نگفته سخن ز تو

این راز سر به مُهر به عالم سمر شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷ - سلمان ساوجی فرمایدسنبلش را تا صبا بر گل مشوش می‌کند
  2. شمارهٔ ۳۸ - خواجه حافظ فرمایدکی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
  3. شمارهٔ ۳۹ - خواجه حافظ فرمایدواعظان کین جلوه بر محراب و منبر می‌کنند
  4. شمارهٔ ۴۰ - مولانا ظهیر الدین فاریابی فرمایددوش چون زلف شب بشانه زدند
  5. شمارهٔ ۴۱ - خواجه صدر الدین جوهری فرمایددعوی حسن برخسار تومه کرد نکرد
  6. شمارهٔ ۴۲ - خواجه حافظ فرمایدگوهر مخزن اسرار همانست که بود
  7. شمارهٔ ۴۳ - امینی فرمایدگره زطره عنبرفشان کشید و گشاد
  8. شمارهٔ ۴۴ - خواجه حافظ فرمایدرسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.