پرش به محتوای اصلی
نظام قاری نظام قاری

غزلیات

شمارهٔ ۳۴ - شیخ سعدی فرماید

جان من جان من فدای تو باد

هیچت از دوستان نیاید یاد

در جواب او

صد عرقچین فدای طایقه باد

هیچ از قالبش نیاید یاد

چشم عین البقر بقد خیاط

برسانادو چشم بد مرساد

تا چه کرد انکه نقش کمخابست

که درفتنه بر جهان بگشاد

انکه کز را نهاد بر بالا

دان که پیموده است یکسرباد

پنبه با قزبجفت هم رفتند

از میان ناگهان قصبچه بزاد

بقچه دربارگاه رخت بدید

پایه خویش و صندلی بنهاد

خرمی گر نبودی و فرجی

کی شدی روز عید(قاری) شاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶ - خواجه حافظ فرمایدسالها دفتر ما در گرو صهبا بود
  2. شمارهٔ ۳۷ - سلمان ساوجی فرمایدسنبلش را تا صبا بر گل مشوش می‌کند
  3. شمارهٔ ۳۸ - خواجه حافظ فرمایدکی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
  4. شمارهٔ ۳۹ - خواجه حافظ فرمایدواعظان کین جلوه بر محراب و منبر می‌کنند
  5. شمارهٔ ۴۰ - مولانا ظهیر الدین فاریابی فرمایددوش چون زلف شب بشانه زدند
  6. شمارهٔ ۴۱ - خواجه صدر الدین جوهری فرمایددعوی حسن برخسار تومه کرد نکرد
  7. شمارهٔ ۴۲ - خواجه حافظ فرمایدگوهر مخزن اسرار همانست که بود
  8. شمارهٔ ۴۳ - امینی فرمایدگره زطره عنبرفشان کشید و گشاد
همه‌ی غزلیات ←

نظام قاری درباره‌ی نظام قاری

نظام‌الدین محمود بن امیر احمد قاری یزدی معروف به «نظام قاری» شاعر سدهٔ نهم هجری است که دیوانی به نام «دیوان البسه» به تقلید از دیوان اطعمهٔ بسحق اطعمهٔ شیرازی ساخته است و در آن به پوشاک مردم زمانهٔ خویش پرداخته است. از وی ذکری در تذکره‌ها نیامده و از زندگانی وی اطلاعات زیادی در دست نیست. مطابق تحقیقی که ادوارد براون ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.