پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۵

بکه نسبت کنم آن سرو صنوبر قد را

انه اعظم من کل عظیم قدرا

می نماید بر او نیک بدیهای رقیب

این نه نیک است که او نیک نداند بد را

حد اظهار الم نیست مرا پیش بتان

بکه اظهار کنم این الم بی حد را

مسند عشق ز من بیشتر این پایه نداشت

اشک من سر بگردون سر این مسند را

دود دل کرد سیه روز مرا تا شده ام

مایل آن مهوش مشکین خط سیمین خد را

مقصد ماست درین باغ گل روی تو لیک

هست صد خار ملامت گل این مقصد را

این چه قید است فضولی که ترا هست ز عشق

به ازین نیست کزین در گذرانی خود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷چو از غم کنم چاک پیراهنم را
  2. شمارهٔ ۸ز ضعف تاب تردد دگر نماند مرا
  3. شمارهٔ ۹چه گونه فاش نگردد غم نهانی ما
  4. شمارهٔ ۱۰بخاک ره کشیدم صورت جسم نزارم را
  5. شمارهٔ ۱۱نهان می‌سوخت چون شمع آتش دل رشتهٔ جان را
  6. شمارهٔ ۱۲با خود ای جان در غمش همدم نمی خواهم ترا
  7. شمارهٔ ۱۳شنیده صبحدم از جور گل افغان بلبل را
  8. شمارهٔ ۱۴چنان بنهفته ضعف تن مرا لطف بدن او را
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.