پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

با خود ای جان در غمش همدم نمی خواهم ترا

بی ثباتی محرم این غم نمی خواهم ترا

جان من از طعنه اغیار خود را می کشم

غیرتی دارم که با خود هم نمی خواهم ترا

ای دل از دیوانه بی قید باید احتراز

دور از آن گیسوی خم بر خم نمی خواهم ترا

نشأه فکر رخش از ذوق دیدن نیست کم

بیش ازین این دیده پر نم نمی خواهم ترا

آفرین ای اشک از خاک رهم برداشتی

قدر من از تست عالی کم نمی خواهم ترا

می کنی در عشق آن ترسا ز مردن منع من

گر مسیحایی تو ای همدم نمی خواهم ترا

مگذران در دل فضولی رغبت قید خرد

مبتلای محنت عالم نمی خواهم ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴چنان بنهفته ضعف تن مرا لطف بدن او را
  2. شمارهٔ ۱۵عشقت از دایره عقل برون کرد مرا
  3. شمارهٔ ۱۶عشق حیران بتان سیمبر دارد مرا
  4. شمارهٔ ۱۷ساقیا می ده که حرفی ز آن دهان گویم ترا
  5. شمارهٔ ۱۸خاک در تو کحل بصر کرده ایم ما
  6. شمارهٔ ۱۹بهار آمد صدایی برنمی‌آید ز بلبل‌ها
  7. شمارهٔ ۲۰روزی که پیش خویش نبینم حبیب را
  8. شمارهٔ ۲۱تحیر بست در شرح غم عشقت زبانم را
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.