پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

خاک در تو کحل بصر کرده ایم ما

وز هر که جز تو قطع نظر کرده ایم ما

ما را چه باک در ره عشق تو از رقیب

تدبیر او بآه سحر کرده ایم ما

خم گشته ایم تا نرباید ز ما فلک

خاکی که از در تو بسر کرده ایم ما

تا رخنها ز تیغ جفای تو یافتست

از سر هوای غیر بدر کرده ایم ما

تا بیشتر برد ز رهت گرد در سجود

رخساره تر بخون جگر کرده ایم ما

سر نمی دهیم بهر تو ما را مباد سر

که غیر ازین خیال دگر کرده ایم ما

اول گذشته ایم فضولی ز کام دل

وانگه بکوی عشق گذر کرده ایم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰روزی که پیش خویش نبینم حبیب را
  2. شمارهٔ ۲۱تحیر بست در شرح غم عشقت زبانم را
  3. شمارهٔ ۲۲ز آتشین‌رویی جدا می‌افکند دوران مرا
  4. شمارهٔ ۲۳از زبانت می رسد هر لحظه آزاری مرا
  5. شمارهٔ ۲۴کرد عشق ای خون دل در کوی او رسوا مرا
  6. شمارهٔ ۲۵دل ز من مستان نمی خواهم که غم باشد ترا
  7. شمارهٔ ۲۶شبی آمد به خوابم یار و برد از دیده خوابم را
  8. شمارهٔ ۲۷بستی گره از بهر جفا زلف دو تا را
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.