پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

شبی آمد به خوابم یار و برد از دیده خوابم را

سبب آن خواب شد بیداری چشم پر آبم را

ز باد تند ناصح موج دریا بیش می گردد

چه سود از کثرت پندت دل پر اضطرابم را

بتی دیدم روان شد خون دل از دیده ام هر سو

فلک در بزم غم بر سنگ زد جام شرابم را

درون دل به تیغ شوق شد پر کاله پر کاله

چه داند چیست مضمون هر که نگشاید کتابم را

نمی خواهم که از خوبان شکایت بر زبان رانم

همان بهتر نپرسد هیچ کس حال خرابم را

چو تاری گشته ام از ضعف و ضعفم پیش می گردد

فلک هر چند می گرداند افزون پیچ و تابم را

فضولی نیست امکان وفا در مردم عالم

مدان بیهوده زین جمع پریشان اجتنابم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸نی دل و دین ماند نه صبر و شکیبایی مرا
  2. شمارهٔ ۲۹من به غم خو کرده‌ام جز غم نمی‌باید مرا
  3. شمارهٔ ۳۰نم نماند از تاب خورشید رخت در خاک ما
  4. شمارهٔ ۳۱گر سر کویت شود مدفن پس از مردن مرا
  5. شمارهٔ ۳۲به دل از گلعذاری خارخاری کرده‌ام پیدا
  6. شمارهٔ ۳۳تا بوده ایم همدم غم بوده ایم ما
  7. شمارهٔ ۳۴نشان تیر آهم گشته‌ای ای آسمان شب‌ها
  8. شمارهٔ ۳۵نه از عارست گر آن مه نیارد بر زبان ما را
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.