پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

من به غم خو کرده‌ام جز غم نمی‌باید مرا

ور ز غم ذوقی رسد آن هم نمی‌باید مرا

گر گریزانم ز خود در دشت عزلت دور نیست

وحشیم جنس بنی‌آدم نمی‌باید مرا

کس نمی‌خواهم که بینم گر همه چشم من است

اختلاط مردم عالم نمی‌باید مرا

ساقیا چون می دهی بخش مرا بر خاک ریز

می نمی‌نوشم دل خرم نمی‌باید مرا

می‌دهد رخت نشاطم را به سیلاب سرشک

بی‌جمالت دیده پر نم نمی‌باید مرا

با سفالی قانعم پر درد در کوی مغان

مسند جمشید و جام جم نمی‌باید مرا

با جفای او فضولی از وفا مستغنیم

با جراحت خوشدلم مرهم نمی‌باید مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱گر سر کویت شود مدفن پس از مردن مرا
  2. شمارهٔ ۳۲به دل از گلعذاری خارخاری کرده‌ام پیدا
  3. شمارهٔ ۳۳تا بوده ایم همدم غم بوده ایم ما
  4. شمارهٔ ۳۴نشان تیر آهم گشته‌ای ای آسمان شب‌ها
  5. شمارهٔ ۳۵نه از عارست گر آن مه نیارد بر زبان ما را
  6. شمارهٔ ۳۶از آن رو دوست می‌دارم خط رخسار خوبان را
  7. شمارهٔ ۳۷ای آنکه آفت دل و جان و تنی مرا
  8. شمارهٔ ۳۸گلرخا، نوش لبا، سیم برا، سرو قدا
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.