پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

تا بوده ایم همدم غم بوده ایم ما

غم را ملازم همه دم بوده ایم ما

غم را ز من نبوده جدایی مرا ز غم

هر جا که بوده ایم بهم بوده ایم ما

پیش از وجود با غم لعل تو عمرها

همراز تنگنای عدم بوده ایم ما

تا بر کمان ابروی تو بسته ایم دل

دایم نشان تیر ستم بوده ایم ما

هرگز نگشته است کم از ما بلای تو

یک لحظه بی بلای تو کم بوده ایم ما

هر جا نهاده ایم قدم در ره نیاز

افتاده تر ز خاک قدم بوده ایم ما

یکدم نبوده ایم فضولی بکام دل

پیوسته مبتلای الم بوده ایم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵نه از عارست گر آن مه نیارد بر زبان ما را
  2. شمارهٔ ۳۶از آن رو دوست می‌دارم خط رخسار خوبان را
  3. شمارهٔ ۳۷ای آنکه آفت دل و جان و تنی مرا
  4. شمارهٔ ۳۸گلرخا، نوش لبا، سیم برا، سرو قدا
  5. شمارهٔ ۳۹گر نباشد قید آن گیسوی خم بر خم مرا
  6. شمارهٔ ۴۰هیچ‌گه بر حال من رحمی نمی‌آید ترا
  7. شمارهٔ ۴۱چون شمع سوخت آتش محنت تن مرا
  8. شمارهٔ ۴۲این که در سر هوس آن قد رعناست مرا
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.