پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

به دل از گلعذاری خارخاری کرده‌ام پیدا

بحمدالله نیم بیکار کاری کرده‌ام پیدا

درین گلشن چو گلبن از جفای گردش گردون

بسی خون خورده‌ام تا گلعذاری کرده‌ام پیدا

به خون دیده و دل کرده‌ام صید سگ کویش

سگ صیدم درین صحرا شکاری کرده‌ام پیدا

به گرداب سرشک افتاده‌ام در دور گیسویش

چه باک از فتنه دوران حصاری کرده‌ام پیدا

به من بسپرده پنهان گلرخان نقد غم خود را

میان گلرخان خوش اعتباری کرده‌ام پیدا

خیالت همدم و همراز من بس روز تنهایی

ز تو مستغنیم غیر از تو یاری کرده‌ام پیدا

فضولی درد دل با سایه می‌گویم نیم بی‌کس

بحمدالله که چون خود خاکساری کرده‌ام پیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴نشان تیر آهم گشته‌ای ای آسمان شب‌ها
  2. شمارهٔ ۳۵نه از عارست گر آن مه نیارد بر زبان ما را
  3. شمارهٔ ۳۶از آن رو دوست می‌دارم خط رخسار خوبان را
  4. شمارهٔ ۳۷ای آنکه آفت دل و جان و تنی مرا
  5. شمارهٔ ۳۸گلرخا، نوش لبا، سیم برا، سرو قدا
  6. شمارهٔ ۳۹گر نباشد قید آن گیسوی خم بر خم مرا
  7. شمارهٔ ۴۰هیچ‌گه بر حال من رحمی نمی‌آید ترا
  8. شمارهٔ ۴۱چون شمع سوخت آتش محنت تن مرا
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.