پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

از آن رو دوست می‌دارم خط رخسار خوبان را

که بهر الفت ایشان سبب دانسته‌ام آن را

جفاها می‌کشیدم بندهٔ آن خط مشکینم

که بر من کرد ظاهر صدهزاران لطف پنهان را

کنون دل می‌تواند کرد سِیْرِ باغ رخسارش

که پوشید آن خط مشکین سر چاه زنخدان را

از آن خط معنبر هر سر مویی زبانی شد

صلای خوان وصلش داد دل‌های پریشان را

نمی‌سوزد دلم را با جفا تا گرد خط پیدا

شب آمد کرد زایل گرمی خورشید رخشان را

ز خط مصحف رخسار او ای دل مشو غافل

گر این آیت مسلمان ساخته آن نامسلمان را

فضولی نیست غیر خط رخسار پری‌رویان

طلسمی کآشنا با هر پری می‌سازد انسان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸گلرخا، نوش لبا، سیم برا، سرو قدا
  2. شمارهٔ ۳۹گر نباشد قید آن گیسوی خم بر خم مرا
  3. شمارهٔ ۴۰هیچ‌گه بر حال من رحمی نمی‌آید ترا
  4. شمارهٔ ۴۱چون شمع سوخت آتش محنت تن مرا
  5. شمارهٔ ۴۲این که در سر هوس آن قد رعناست مرا
  6. شمارهٔ ۴۳چشم بگشادم ببالایت بلا دیدم ترا
  7. شمارهٔ ۴۴سویم شب هجران گذری نیست کسی را
  8. شمارهٔ ۴۵بر باد مده سلسله مشک فشان را
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.