پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

سویم شب هجران گذری نیست کسی را

بر صورت حالم نظری نیست کسی را

کس نیست که از تو خبری سوی من آرد

مردم ازین غم خبری نیست کسی را

نگذاشت اثر در رهت از هستی من غم

در دل ز غم من اثری نیست کسی را

گر محنت من نیست کسی را عجبی نیست

مثل تو بت عشوه گری نیست کسی را

ای شوخ جفا پیشه وفا ورز و گرنه

آزردن و کشتن هنری نیست کسی را

آتش بجگرها زده عشق تو و حالا

تا عشق تو ورزد جگری نیست کسی را

از ترک تعلق مکن اندیشه فضولی

در راه تجرد خطری نیست کسی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶رسم زهد و شیوه تقوی نمی دانیم ما
  2. شمارهٔ ۴۷نهفتن در دل و جان درد و داغ آن پریوش را
  3. شمارهٔ ۴۸عشق مضمون خط لوح جبین است مرا
  4. شمارهٔ ۴۹هست می گویند خالی آن غدار آل را
  5. شمارهٔ ۵۰شد بدیدار تو روشن دیده خونبار ما
  6. شمارهٔ ۵۱باز خونبارست مژگانم نمی‌دانم چرا
  7. شمارهٔ ۵۲درد رسوایی نخواهد داشت درمان ای طبیب
  8. شمارهٔ ۵۳غمت در سینه ام جا کرد چون بیرون شود یارب
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.