پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

عشق مضمون خط لوح جبین است مرا

سرنوشت از قلم صنع همین است مرا

روی بر راه سگ کوی تو سودن صد ره

بهتر از سلطنت روی زمین است مرا

ترک کوی تو نمی گیرم اگر می میرم

روضه کوی تو فردوس برین است مرا

در ره عشق تو گر بی دل و دینم چه عجب

چشم مست تو بلای دل و دین است مرا

بگمانی که شود وصل میسر یا نه

زار مردن بغم هجر یقین است مرا

می دهم جان بامیدی که مگر دور شود

غم هجر تو که درجان حزین است مرا

داغ دل گشت فضولی سبب سلطنتم

که ازو ملک جنون زیر نگین است مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰شد بدیدار تو روشن دیده خونبار ما
  2. شمارهٔ ۵۱باز خونبارست مژگانم نمی‌دانم چرا
  3. شمارهٔ ۵۲درد رسوایی نخواهد داشت درمان ای طبیب
  4. شمارهٔ ۵۳غمت در سینه ام جا کرد چون بیرون شود یارب
  5. شمارهٔ ۵۴مرا ای شمع میل گریه شد در هجر یار امشب
  6. شمارهٔ ۵۵گر گریزم دم بدم بر آتش دل دیده آب
  7. شمارهٔ ۵۶نیست تا صبح بجز فکر تو کارم همه شب
  8. شمارهٔ ۵۷تندست یار و بی سببی می کند غضب
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.