پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

مرا ای شمع میل گریه شد در هجر یار امشب

تو بنشین گریه دلسوز را با من گذار امشب

بیاد شمع رویش خواهم از سر تا قدم سوزم

برو ای اشک آب از آتش من دور دار امشب

فکندی وعده قتلم بفردا لیک می ترسم

که دیر آمد سحر من جان دهم در انتظار امشب

نهان از خلق دارم عزم کویش حسبة لله

مرا رسوا مساز ای ناله بی اختیار امشب

مرا در گریه امروز نقد اشک شد آخر

نمی دانم چه سازم گر رسد یارم نثار امشب

متاع خواب را بربوده اند از مردم چشمم

مگر بخت بد افکندست سوی من گذار امشب

فضولی را قراری بود شبها بر سر آن کو

چو راندی از سر کویت کجا گیرد قرار امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶نیست تا صبح بجز فکر تو کارم همه شب
  2. شمارهٔ ۵۷تندست یار و بی سببی می کند غضب
  3. شمارهٔ ۵۸ای همه دم بزم تو جای رقیب
  4. شمارهٔ ۵۹کی توانم رست در کویت ز غوغای رقیب
  5. شمارهٔ ۶۰قرآن صفات جاه و جلال محمد است
  6. شمارهٔ ۶۱جانم در آن آرزوی وصال محمد است
  7. شمارهٔ ۶۲ماه من نخل قدت سرو خرامان منست
  8. شمارهٔ ۶۳بهر صید آن ترک بدخو بر سمند کین نشست
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.