پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

گر گریزم دم بدم بر آتش دل دیده آب

بر چنین سوزی که دل دارد کی آرد سینه تاب

بگسل ای سایه ز من تابی نداری بر جفا

می گریزی بر تو گر تیغی کشد آن آفتاب

تا نبیند آفتاب عارضش را سایه ام

از حسد خود را میان این و آن کردم حجاب

در نقاب آن روی و من با آه دل در حیرتم

در میان این دو آتش چون نمی سوزد نقاب

نیم بسمل کرده و دامن ز خونم می کشد

من از او در اضطرابم او ز من در اجتناب

آتش است آن شوخ و من شمع شبستان بلا

گر رود میرم گر آید سوز دم با صد عذاب

سوخت آهم چرخ را من می خورم خوناب ازو

نیست جز خونابه آتش را نصیبی از کباب

مردم چشمم فضولی شد سیه پوش از عزا

غالبا شد کشته تیغ سهر در دیده خواب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷تندست یار و بی سببی می کند غضب
  2. شمارهٔ ۵۸ای همه دم بزم تو جای رقیب
  3. شمارهٔ ۵۹کی توانم رست در کویت ز غوغای رقیب
  4. شمارهٔ ۶۰قرآن صفات جاه و جلال محمد است
  5. شمارهٔ ۶۱جانم در آن آرزوی وصال محمد است
  6. شمارهٔ ۶۲ماه من نخل قدت سرو خرامان منست
  7. شمارهٔ ۶۳بهر صید آن ترک بدخو بر سمند کین نشست
  8. شمارهٔ ۶۴صیقل آیینه دلها نم چشم ترست
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.