پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

کی توانم رست در کویت ز غوغای رقیب

می کند فریاد سگ هر گه که می بیند رقیب

وصل تو می خواهم ولی مشکل که بندد صورتی

نیست اهل درد را از خوان وصل او نصیب

آتشی از شوق گل در دل ندارد غالبا

چون نمی سوزد قفس را نالهای عندلیب

می نهد بر دست من دست از پی تشخیص لیک

کی علاج درد من می آید از دست طبیب

ای که دم از دولت قرب سلاطین می زنی

نیست ممکن این که آزاری نبینی عنقریب

گه دل از جان می کند او را نهان گه جان ز دل

نیست آن گل چهره در هر جا که باشد بی رقیب

نیست مقصود دل بیچاره غیر از وصل یار

فاستجب ما قد دعا عبد ضعیف یا مجیب

چند می پرسی فضولی بر که واله گشته

والهم کی می رسد بر خاطرم نام حبیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱جانم در آن آرزوی وصال محمد است
  2. شمارهٔ ۶۲ماه من نخل قدت سرو خرامان منست
  3. شمارهٔ ۶۳بهر صید آن ترک بدخو بر سمند کین نشست
  4. شمارهٔ ۶۴صیقل آیینه دلها نم چشم ترست
  5. شمارهٔ ۶۵عمر دراز من که پریشان گذشته است
  6. شمارهٔ ۶۶ای دل بسی ز محنت هجران نمانده است
  7. شمارهٔ ۶۷پیش عاقل قصه درد من و مجنون یکیست
  8. شمارهٔ ۶۸زلال فیض بقا رشحه ز جام منست
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.