پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

درد رسوایی نخواهد داشت درمان ای طبیب

خویش را رسوا مکن ما را مرنجان ای طبیب

هست بهبود تو در ترک علاج درد من

چون ندارد فکر بهبود من امکان ای طبیب

خون گشودن از رگ تن چیست گر داری مدد

شوق لعلش را برون آر از رک جان ای طبیب

هیچ شربت نیست بهر دفع سودایم مفید

غیر یاد وصل و ذکر لعل جانان ای طبیب

می کشی از غم مرا ظاهر بکن بهر خدا

درد پنهان مرا پیش رقیبان ای طبیب

من نمی خواهم که این درد دل پنهان من

بر تو هم ظاهر شود از تو چه پنهان ای طبیب

کشته است از غصه مانند تو صد بی درد را

چاره درد فضولی نیست آسان ای طبیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴مرا ای شمع میل گریه شد در هجر یار امشب
  2. شمارهٔ ۵۵گر گریزم دم بدم بر آتش دل دیده آب
  3. شمارهٔ ۵۶نیست تا صبح بجز فکر تو کارم همه شب
  4. شمارهٔ ۵۷تندست یار و بی سببی می کند غضب
  5. شمارهٔ ۵۸ای همه دم بزم تو جای رقیب
  6. شمارهٔ ۵۹کی توانم رست در کویت ز غوغای رقیب
  7. شمارهٔ ۶۰قرآن صفات جاه و جلال محمد است
  8. شمارهٔ ۶۱جانم در آن آرزوی وصال محمد است
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.