پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

رسم زهد و شیوه تقوی نمی دانیم ما

عشق می دانیم و بس اینها نمی دانیم ما

نیست ما را در جهان با هیچ کاری احتیاج

هیچ کاری غیر استغنا نمی دانیم ما

ما نمی گوییم کاری نیست غیر از عاشقی

هست صد کاری دگر اما نمی دانیم ما

شیوه تقلید و رسم اعتبار از ما مجو

کار و بار مردم دنیا نمی دانیم ما

هر چه غیر از عشق یار و لذت دیدار اوست

زاهدا بالله مجو از ما نمی دانیم ما

مظهر سر حق و آیینه گیتی نما

جز می صاف و رخ زیبا نمی دانیم ما

گفتم ای گلرخ فضولی مرد در کوی تو گفت

کیست او در کوی ما او را نمی دانیم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸عشق مضمون خط لوح جبین است مرا
  2. شمارهٔ ۴۹هست می گویند خالی آن غدار آل را
  3. شمارهٔ ۵۰شد بدیدار تو روشن دیده خونبار ما
  4. شمارهٔ ۵۱باز خونبارست مژگانم نمی‌دانم چرا
  5. شمارهٔ ۵۲درد رسوایی نخواهد داشت درمان ای طبیب
  6. شمارهٔ ۵۳غمت در سینه ام جا کرد چون بیرون شود یارب
  7. شمارهٔ ۵۴مرا ای شمع میل گریه شد در هجر یار امشب
  8. شمارهٔ ۵۵گر گریزم دم بدم بر آتش دل دیده آب
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.