پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

گلرخا، نوش لبا، سیم برا، سرو قدا

ما بدا قبلک ما فیک من الحسن بدا

من نه اینم که دهم غیر ترا در دل ره

اکره الشرک فلا اشرک ربی احدا

در راه عشق بتان بود تردد دشوار

کیف لا احمد من سهل امری و هدا

ذوق عشقت که ز روز ازلم همره بود

طاب لی یجعله الله رفیقی ابدا

گم شدم در طلب کعبه مقصود ای خضر

بمن گم شده راهی بنما بهر خدا

نقد جان نیست روا صرف شود بی وجهی

بنما بهر خدا روی که سازیم فدا

چند پرسی که چه شد حال فضولی بی من

چه شود حال کسی کز تو فتادست جدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰هیچ‌گه بر حال من رحمی نمی‌آید ترا
  2. شمارهٔ ۴۱چون شمع سوخت آتش محنت تن مرا
  3. شمارهٔ ۴۲این که در سر هوس آن قد رعناست مرا
  4. شمارهٔ ۴۳چشم بگشادم ببالایت بلا دیدم ترا
  5. شمارهٔ ۴۴سویم شب هجران گذری نیست کسی را
  6. شمارهٔ ۴۵بر باد مده سلسله مشک فشان را
  7. شمارهٔ ۴۶رسم زهد و شیوه تقوی نمی دانیم ما
  8. شمارهٔ ۴۷نهفتن در دل و جان درد و داغ آن پریوش را
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.