پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

نشان تیر آهم گشته‌ای ای آسمان شب‌ها

ترا بر سینه پیکان‌هاست هرسو نیست کوکب‌ها

دل بی‌خود درون سینه دارد فکر زلفینت

بسان مرده‌ای کش مونس قبرند عقرب‌ها

خطست آن یا برآمد دود دل از بس که محبوبان

زدند آتش به دل‌ها در زنخدان‌ها و غبغب‌ها

جفا را از معلم یاد می‌گیرند محبوبان

ز مکتب‌هاست فریادم که ویران باد مکتب‌ها

ز خاک رهگذر هر ذره‌ای را شهسواری دان

که بر دل داغ‌ها دارد ز نقش نعل مرکب‌ها

فکندی عکس در می گشت رشکم زآنکه می‌ترسم

نهی لب بر لب ساغر رسانی بر لبت لب‌ها

چه شد یارب که در شب‌های تنهایی نمی‌یابد

فضولی کام دل هرچند می‌خواهد به یارب‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶از آن رو دوست می‌دارم خط رخسار خوبان را
  2. شمارهٔ ۳۷ای آنکه آفت دل و جان و تنی مرا
  3. شمارهٔ ۳۸گلرخا، نوش لبا، سیم برا، سرو قدا
  4. شمارهٔ ۳۹گر نباشد قید آن گیسوی خم بر خم مرا
  5. شمارهٔ ۴۰هیچ‌گه بر حال من رحمی نمی‌آید ترا
  6. شمارهٔ ۴۱چون شمع سوخت آتش محنت تن مرا
  7. شمارهٔ ۴۲این که در سر هوس آن قد رعناست مرا
  8. شمارهٔ ۴۳چشم بگشادم ببالایت بلا دیدم ترا
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.