پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

دل ز من مستان نمی خواهم که غم باشد ترا

با وجود لطف یار دل ستم باشد ترا

کیست یوسف تا ترا مانند باشد در جمال

او مگر از جمله خیل و حشم باشد ترا

نیست طبع نازکت را تاب شرح درد دل

کی کنم کاری کزان بیم الم باشد ترا

بیش ازین مپسند در دام بلا زارم بکش

گر نباشد عاشق زاری چه کم باشد ترا

چون حباب می فلک تا چشم بر هم می زنی

می زند بر هم گر استقبال جم باشد ترا

ترک عالم کن که در عالم نمی ارزد بغم

گر هزاران گنج بر بالای هم باشد ترا

پا منه از حد خود بیرون که هر جا پا نهی

از ره رفعت فلک خاک قدم باشد ترا

با فغان و ناله آزردی فضولی خلق را

جا همان به بر سر کوی عدم باشد ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷بستی گره از بهر جفا زلف دو تا را
  2. شمارهٔ ۲۸نی دل و دین ماند نه صبر و شکیبایی مرا
  3. شمارهٔ ۲۹من به غم خو کرده‌ام جز غم نمی‌باید مرا
  4. شمارهٔ ۳۰نم نماند از تاب خورشید رخت در خاک ما
  5. شمارهٔ ۳۱گر سر کویت شود مدفن پس از مردن مرا
  6. شمارهٔ ۳۲به دل از گلعذاری خارخاری کرده‌ام پیدا
  7. شمارهٔ ۳۳تا بوده ایم همدم غم بوده ایم ما
  8. شمارهٔ ۳۴نشان تیر آهم گشته‌ای ای آسمان شب‌ها
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.