پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

کرد عشق ای خون دل در کوی او رسوا مرا

جامه پوشان که نشناسد کسی آنجا مرا

چند در کوی تو باشد همنشین من رقیب

برق آهم کاش یا او را بسوزد یا مرا

کلخنی شد منزلم بی آتش رخسار او

عاقبت بنشاند بر خاک سیه سودا مرا

وعده قتلم نمی یابد وفایی زان پری

این تغافل می کشد امروز یا فردا مرا

یار شمع مجلس هر بی سر و پا می شود

چون نسوزد آتش غیرت ز سر تا پا مرا

شمع هم می گرید از بی همنشینی شام غم

نی همین کشتست درد بی کسی تنها مرا

ترک ذوق عاشقی کردم فضولی بعد ازین

نی مرا ذوقیست دنیا را نه از دنیا مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶شبی آمد به خوابم یار و برد از دیده خوابم را
  2. شمارهٔ ۲۷بستی گره از بهر جفا زلف دو تا را
  3. شمارهٔ ۲۸نی دل و دین ماند نه صبر و شکیبایی مرا
  4. شمارهٔ ۲۹من به غم خو کرده‌ام جز غم نمی‌باید مرا
  5. شمارهٔ ۳۰نم نماند از تاب خورشید رخت در خاک ما
  6. شمارهٔ ۳۱گر سر کویت شود مدفن پس از مردن مرا
  7. شمارهٔ ۳۲به دل از گلعذاری خارخاری کرده‌ام پیدا
  8. شمارهٔ ۳۳تا بوده ایم همدم غم بوده ایم ما
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.